هنر یهودی و هنر مسیحی

 تحلیلی کوتاه




هنر یهودى شامل آن دسته از آثار هنرى است که یا در متن جامعه یهودى آفریده شده اند و یا جهت تسهیل عبادات یهودى مورد استفاده واقع مى شوند. اگر چه دومین فرمان الهى (سفرخروج ۴/۲۰، سفر تثنیه ۸/۵) یعنى: «صورتى تراشیده و هیچ تمثالى از آنچه بالا در آسمان است و از آنچه پایین در زمین است و از آنچه در آب زیرزمین است براى خودمساز.» از سوى برخى از علماى یهودى همچون ممنوعیت مطلق هر گونه بازنمود هنرى تلقى مى شود، از سوى دیگر مى توان این فرمان را همچون ممنوعیت ساخت و ایجاد تشبیه و تجسیم نیز تفسیر کرد. چرا که احتمال آن مى رود در مناطقى که این قوم در آنها سکنى گزیده اند، مورد پرستش واقع شوند. حتى در کتاب مقدس، گزارش هایى درخصوص خلاقیت هنرى در ساخت خیمه عهد، تابوت عهد، محراب و ظروف آیینى، وجود دارد (سفر خروج ۳۱ _ ۲۵). همچنین در تورات (کتاب اول شاهان ۷ _ ۶) درخصوص هنرپردازى در معبد اورشلیم، سخن رفته است.«سیسیل راث»، متخصص بزرگ تاریخ هنر یهودى مى نویسد: «در هر مرحله از تاریخ یهود، یهودیان هویت خویش را در قالب اشکال گوناگون هنرى مطرح مى کردند.
این نمودهاى هنرى الزاماً سبک هاى معاصر هنرى و مدل هاى امروزین را باز مى تابانند یهودیان... همیشه به نیت آیین و مناسک دینى به کارهاى هنرى مى پرداختند... این آثار هنرى در برخى جنبه ها و بعضى مدل ها نمایاننده مفهوم زیبایى شناسى یهودى اند.» (دایره المعارف جودائیکا ۴۹۹/۳). حکماى تلمود _ در تلمود بابلى b ۱۳۳ _ مومنین را به استفاده از تزئین و آرایش زیبا در مناسک دینى ترغیب مى نمایند. ممنوعیت کتاب مقدس درخصوص استفاده از تصویر خدا در حکاکى هاى هنرى، در تصویرگرى شکل انسانى نیز محدودیت ایجاد کرد، به ویژه در هنرهاى پلاستیکى. اما در نقاشى، طراحى و موزاییک سازى کنیسه هاى باستانى، تمامى وجوه تصویرگرى _ از جمله شمایل انسانى _ به کار رفته است. در دوران هاى کهن، ممنوعیت حک تصاویر با مفاهیمى همچون انسان پرستى، حیوان پرستى و اشکال دیگر پرستش در ارتباط بود. جالب این که نقش مایه منطقه البروج که در تعدادى از کنیسه ها به کار رفته، نمادى از تغییر و تحولات فصلى است. تا قرون وسطى هنرهاى تصویرى ممنوع بود و به جاى آن مومنین یهودى ترجیح مى دادند که از هنرهاى غیرتصویرى بهره جویند.
نسخ خطى تذهیب شده، باقى مانده از قرون وسطى در اروپا، مکرراً با شخصیت هاى کتاب مقدسى تزئین و تذهیب مى شدند. برخى از این نسخه هاى خطى کاملاً از روى الگوهاى مسیحى نمونه بردارى شده اند. دوران رنسانس، شاهد ظهور یک زیبایى خاص در هنر یهودى بود. تزئین طومارهاى «استر» و «کتوبه» (عقدنامه ازدواج) دیگر هنرپردازى خیره کننده و جذاب در هنر یهودى، تصاویر نمادین «هگادا» است که در آن شخصیت هاى انسانى داراى سرپرندگانند. به هر حال در حالت عمومى ضدنشانه اى، بیشتر سعى و تلاش هنرمندان یهودى بر موضوعات آیینى و تشریفاتى متمرکز شده است: جام هاى «کیدوش»، شمعدانى هاى چند شاخه، ظروف ادویه براى مراسم «هبدالا» (مراسمى که در پایان سبت برگزار مى شود)، صندوق هاى تزئین شده جهت «مزوزا» (عهد)، تاج هاى نقره اى واقع بر طومارهاى تورات و بسیارى دیگر از آثار هنرى که جهت آراستن صحنه اعمال آیینى به کار گرفته مى شوند.
• هنر مسیحى

هنر مسیحى، هنرى است که محصول ایمان مسیحى بوده و غالباً جهت تعلیم و آموزش همین ایمان مورد استفاده واقع مى شود. از آنجا که تاریخ هنر مسیحى بسیار گسترده است، ترسیم آغازین روزهاى پیدایش آن و نفوذ پذیرى و تأثیرگذارى اش تا حدود قرن ۶ میلادى، خالى از ابهام نیست. قدیمى ترین هنر شناخته شده مسیحى، شامل تعدادى نقاشى دیوارى و سقفى است که در قرن دوم میلادى آفریده شده و متعلق به دخمه ها و سردابه هاى زیرزمینى مخصوص تدفین بوده اند. این گونه نقاشى هاى دیوارى و سقفى رفته رفته صورتى پیچیده تر و کلى تر به خود گرفت، شاخه هایى از امپرسیونیسم رومى اخذ کرد و تا قرن ۴ میلادى تداوم یافت. این نقاشى ها به خودى خود نشان دهنده جنبه هاى مختلف بسط و گسترش مباحث مسیحى هستند.
کهن ترین نشانه شناسى مسیحى داراى گرایش هاى نمادین است. یک اثر ساده مومنانه، براى اشاره به شخصیت عیسى مسیح، کافى بود. نان و شراب یادآور شام آخر عیسى بود. در طول قرون سوم و چهارم در نقاشى هاى دخمه اى و سردابى و در سایر تجلیات هنر مسیحى، مسیحیان آرام آرام الگوهاى نخستین ما قبل مسیحى را پذیرفته و با معانى جدید وارد آثار هنرى خویش کردند. مثلاً قدیمى ترین نماد تصویرى عیسى، غالباً وى را در قالب «شبان نیکو» نشان مى دهد و این چهره پردازى آشکارا از الگوهاى نخستین ماقبل مسیحى وام گرفته شده. همچنین گاهى اوقات، مسیح در کسوت خدایان یا قهرمانان آشنا و قدیمى مثلاً «آپولو» یا «اورفئوس» ظاهر مى شود. بعدها، هنگامى که خود دین به برخى معیارها قایل شد تا به واسطه آنها قدرت هاى زمینى تعیین و تحدید گردند، ویژگى هاى رفیع تر و منیع ترى براى عیسى در نظر گرفته شد. کهن ترین صحنه زندگى عیسى مسیح که به تصویر کشیده شد، معجزات وى بود. مصائب مسیح و به ویژه تصلیب وى، عموماً به تصویر در نمى آمد. این ممنوعیت عرفى همچنان تداوم داشت تا اینکه دین مسیحیت، رسماً بنیانگذارى شد.


========================================================================================



.