یاداشت سر دبیر

چه کسی مقصر هست؟    ع   مهردر هر چیز زحمت کسیده ،ولی در شکنجه نیستیم متحیر ولی مایوس نی،تعاقب کرده شده،لیکن متروک نی،افکنده شده، ولی هلاک شده نی. زیرا.....دوم قرنیتیان باب جهارم ایه8و9

                                                

در این سا لها ی که معلول وتنها شدم حوادث زباد ودردها وتجربیات دردناکی را سپری کردم که قابل توصیف نیست شخصی از من میپرسید توکه ایماندار هستی  چه کسی در ابن تجربیات سخت تو دخالت داشت خدا یا شیطان ؟ پاسخ من این بودوقتی این حوادث برای من اتفاق افتاد  شیطان احتمالاٌ میگوید من موفق شده ام که ایمان یک مرد را خفه کنم و رویاهای مقدس اورا در ایمان به عیسی مسیح ، بی حس و بی حرکت نمایم . اما هدف خدا این است که ما را تبدیل کند به فکر کردن و صبور بودن و  به امید زندگی و خوشبختی و امید به جلال آسمانی ؛ در این جنگ شدید روحانی و شخصی تنها انتخابی که برای من وجود داشت ودارد، رسیدن به شکوه اسمان،چراکه یقین میدانم که دردهای زمان حاضر نسبت به ان جلالی که در ما ظاهر خواهد شد ، هیچ هست. به عنوان مثال , معلول بودن وطردشدن  برایم ممکن است  سمبل از کار افتادگی و گوشه نشینی باشد اما خد اوند آنرا عوض کرد  در جهت خودش ، برای اینکه من به او توکل نموده بودم و همه درد ها و رنجهایم را به او سپرده بودم، امروز همانها برایم سمبل استقلال است و این انتخابی است که من انجام داده ام. من جرأت نمی کنم  بگویم چرا این حوادث اتفاق افتاد؟ وکسی در بوجود اوردن ان دخالت دارد. امّا در تمام عمرایمانیم، از زمان حادثه تا امروز، من واقعاٌ چیزهای نیکویی در خداوند کشف نموده ام،من قبلاٌ گمان می کردم خوشبختی ایمان در چیزهای  زودگدر این دنیاهست  اماامروز من بخوبی می دانم که ارزش واقعی محبت است، یک محبت گرم و عمیق، واقعی و شخصی، تقسیم کردن با دیگران، اینها هستند که می شود روی ان حساب کرد. من با آگاهی قوی زندگی می کنم که برای آینده هنوز خیلی چیزهای عالی در پیش است.ارزش های خوب زندگی، چیزهای گذرا نیستند و چیزهای بزرگتر و پر جلالتر وجود دارند که خودرا در ابدیت نشان می دهند. کلمات این سرود احساس خوبی به من می دهند که چقدر بعد از این حادثه به او نزدیک شده ام. من شادی می کنم با کسی که در زحمات نجات دهنده و شفا دهنده من است. من اشک می ریزم با کسی که هنوز برای من غمگین است. اما شادی ها و اشک های زمینی، در سالهای زیاد بر روی زمین سپرده می شوند. ولی یک چیز بزرگتر بوسیله کلام خدا کشف شده است. در این زندگی ما یک صلیب برای حمل کردن داریم و این فقط قسمت کوچکی از مرگ عیسی است که ما می توانیم با او تقسیم کنیم. یک روز این صلیب را بر روی این زمین می گذازیم زیرا او به ما قول داده است که تاج جلال را برایمان فراهم کند.   

                  ممم             تتی ما چه کسی هستیم؟ 

 در پاره ای از گفتگو های روزمره ، در جامعه، خانه یا در محل کار، ما درگیر دیا لوگ های هستیم که به دیگران ثابت کنیم انچه را انها درباره ما فکر میکنند،نیستیم،جدل های خانوادگی ،برخورد های کلیسائی ودرگیر های شغلی درمکانهای مختلف دائما مارا وادار میکند از خود دفاع کنیم ونشان دهیم که شخصیت ما غیر از ان هست که مخا طبین ما فکر میکنند واین عمل تدافعی، وقت فراوان وانرژی زیادی از ما گرفته است. تو همیشه اینجور هستی  وهیچگاه عوض نخواهی شد .وپاسخی ، تواشتباهی میکنی من هرگز این چنین که تو میگوئی نبوده ونیستم .همه ما معمولا با این دیالوگ اشنا هستیم ولی براستی ما در مسیح چه کسی هستیم ؟ وچطور میتوانیم باشیم؟ ایا واقعا به موقعیت خود در مسیح پی برده ایم؟ گفته شده که هریک از ما سه شخصبت متفاوت داریم اول ،ما شخصی هستیم که خودمان فکر میکنیم هستیم دوم شخصی هستیم که دیگران در مورد ما فکر میکنند.و سوم،شخصی هستیم که وا قعا هستیم.معمادراین است که واقعا چه کسی هستیم؟ واز چه کسی بایدپرسید که چگونه شحصی هستم؟بسیاری از شخصیت ما تعریف میکنند ایا براستی ما قابل تمجیدیم ؟وگروهی ماراتکذیب میکنند واقعا ما شایسته نفی وتکذیب میباشیم؟ چگونه باید پی برد؟برای پاسخ به  این معما، راهی بهتری وجود ندارد که بگویم خداوند درباره ما چه میگوید؟در وضعیت اول باید بدانیم چه کسی هستِیم و درمرحله بعد اساسا چگونه باید باشیم باید بخوبی بخاطر داشت که ما ایماندار هستیم و قطعا موقعیت ما با کسانی که در مسیح زندگی نمیکنند فرق خواهد داشت  شاید بگوید چطور بدانم که خدا در مورد من چه فکر میکند چه روشی می تواند به من کمک کند؟ جواب همان پاسخ قدیمی وهمیشگی است امدن به حضور خدا،.خواندن کلام خدا.شاید بگوئید به حضور خداوند حاضر میشوم وپاسخی در این مورد نمی یابم ولی مشکل در این است که در حضور خداوندشخصیت خودرا نمی اوریم وان راپنهان میکنیم و خودرا با مسائل ومعما های روزانه مشغول میسازیم. درواقع ازاین حقیقت فرار می کنیم. چرا که دوست داریم که خودرا درحضورخدا  به سرعت توبه کرده وخودرا باکلی گوئی مشغول  نمایم. ونکته مهم دیگر مطالعه کتاب مقدس است که به طور روشن بما نشان میدهد که در مسیح چه کسی هستیم؟ در رساله افسسبان اصطلاح درمسیح بیش از هرکتاب دیگری امده است .سی وپنج مرتبه این واژه را میبینیم.از باب اول  افسسیان اینطور میفهمیم که خدا تنها بما نگاه نمی کند بلکه با ما زندگی میکند در مسیح انتخاب شده هستیم ایه چهاردر مسیح نجات یافته هستیم ایه هفت در مسیح فرزند خوانده هستیم ایه پنچ در مسیح حرمت یافته هستیم ایه هفت وچهارده.ادامه این رساله به شما واگذار میکنم چرا که هدف تفسیر  این رساله نیست.بلکه یک فلاش بک کوچکی است برای نشان دادن حقیقتی  بزرگ