با درود به دوست گرامیم شروین این جمله که کسی که قتل عام کرده ایرانی نبوده یا دشمن بوده مرا بیاد دادگاه ایشمن انداخت وبررسی
هانا آرنت از شخصیت و محاکمهی آدولف آیشمن، که در کتاب معروف او با عنوان Eichmann in Jerusalem: A Report on the Banality of Evil (آیشمن در اورشلیم: گزارشی در باب ابتذال شر) منتشر شد انداخت.
مهمترین و جنجالیترین ایدهی آرنت این بود که شر لزوماً ریشه در پلیدی درونی نبوغ شیطانی یا انگیزههای هیولایی ندارد. او مشاهده کرد که Adolf Eichmann نه یک موجود خبیث و نه یک بیمار روانی بلکه فردی بهشدت معمولی بیروح و مبتذل بود. از نظر آرنت جنایات هولناک نازیها نه توسط افراد استثنایی بلکه توسط کارمندانی انجام شد که پذیرفته بودند بخشی از یک ماشین اداری باشند.
آرنت معتقد بود که ویژگی اصلی آیشمن نه یهودیستیزی عمیق بلکه بیفکری یا ناتوانی در اندیشیدن بود. او آیشمن را فردی توصیف کرد که تنها با عبارات کلیشهای و شعارهای حزبی صحبت میکرد. از دید آرنت آیشمن توانایی این را نداشت که دنیا را از منظر شخص دیگری ببیند. این عدم تفکر به او اجازه میداد تا بدون وجدان درد وظایف اداری مربوط به انتقال میلیونها نفر به اردوگاههای مرگ را انجام دهد.
آرنت تأکید داشت که آیشمن خود را یک شهروند قانونمدار میدید که صرفاً دستورات را اجرا میکرد. او در سیستم توتالیتاریسم به یک پیچ و مهره در ماشین کشتار تبدیل شده بود. برای او موفقیت در کار (یعنی بهرهوری در انتقال زندانیان) مهمتر از ماهیت اخلاقی آن کار بود. آرنت استدلال کرد که در نظامهای توتالیتر فاصله گرفتن از مسئولیت فردی و تبدیل شدن به یک مأمور معذورراه را برای جنایات سازمانیافته هموار میکند.
در زمان محاکمه دادستان و افکار عمومی تمایل داشتند آیشمن را به عنوان یک هیولای خونخوار نشان دهند. اما آرنت با این تصویر مخالفت کرد. او معتقد بود که هیولا پنداشتن آیشمن خطر اصلی را پنهان میکند. خطر این است که افراد عادی تحت شرایط خاص سیاسی و با از دست دادن قدرت قضاوت شخصی میتوانند مرتکب فجیعترین جنایات شوند.
بخشی از کتاب آرنت که باعث خشم بسیاری شد نقد او به همکاری برخی از رهبران شوراهای یهودی با نازیها بود. او معتقد بود که اگر این همکاریهای اداری برای ثبتنام و سازماندهی یهودیان وجود نداشت ابعاد هولوکاست تا این حد گسترده نمیشد. این بخش از تحلیل او باعث شد که تا سالها در جامعه یهودی مورد غضب قرار گیرد.
برداشت هانا آرنت از آیشمن هشداری به جهان مدرن بود: شر بزرگ لزوماً توسط افراد شرور انجام نمیشود بلکه محصول سیستمی است که در آن تفکر و قضاوت اخلاقی جای خود را به اطاعت کورکورانه و وظیفهشناسی اداری میدهند. از نظر او آیشمن نماد انسانی بود که وجدان خود را به بوروکراسی واگذار کرده بود.
این قتل عام دهشتناک هلوکاستی است که توسط ایشمن هایی که وجدان خود را با ایدیولوژی دینی واگذار کردند انجام شد.